F3f6

مبحث ششم:

 موضعگيرى در مقابل حكم زكات

 

   فقهائيكه ايمان به نظريه (انتظار) در عصر غيبت داشتند ، جنبه هاى سياسى دولت را معلّق ساختند ، آنها نيز جنبه هاى اقتصادى دولت را معلّق ساختند ، مانند زكات و خمس و انفال و خراج و از اين قبيل امور. در حقيقت آنها قانون زكات را تا به آخر تعطيل نكردند بلكه بعضى از موارد خرج آن را تعطيل كردند ، آن قسمت از زكات تعطيل شد كه به دولت و امام مربوط مى باشد ، آنها اجازه داند به كسانيكه زكات به مالشان تعلّق گيرد خود اقدام به اخراج زكات مال خود كنند ، وبه وسيله خود توزيع كنند موقعيكه دسترسى به امام يا منصوب وى متعذر باشد.[1]

   شيخ طوسى در باره مؤلفه قلوبهم مى گويد:" امام مى تواند قلبهاى قوم را نرم كند و به آنها مالى بدهد ، مى تواند از سهم مؤلفه قلوبهم يا از سهم مصالح بپردازد و عمل امام براى ما حجت مى باشد ، و ما در عصر غيبت حكمى نداريم ، بر اساس توضيحى كه داديم اين حكم ساقط مى شود".[2]

   طوسى درباره سهم (سبيل الله) در مصرف زكات ، معتقد است كه مخارج غُزات (جنگجويان) به عهده امام يا منصوب وى  مى باشد.[3] طوسى معتقد است كه زكات در (عصر غيبت) به پنج گروه توزيع مى شود ، اما وى سهم (مؤلفه قلوبهم) و سهم (سُعات) ( يا: ساعيان) وسهم (جهاد) را ساقط كرد ، چون به اينها سهمى تعلق نمى گيرد مگر با حضور امام ، وامام قلبهاى آنان را تأليف مى كند تا در كنارش بجنگند و سُعات فرستاده امام مى باشند تا زكوات را جمع كنند و جهاد به وسيله خود امام يا منصوب وى صورت مى گيرد ، واگر امام يا منصوب وى ظاهر نباشد زكات ميان موارد ديگر تقسيم مى شود.[4]

   ابو الصلاح الحلبى  معتقد است كه: مكلفى كه زكات بر او واجب باشد ، خود مى تواند زكات را اخراج و ميان مستحقين توزيع كند.[5] القاضى ابن براج  معتقد است كه حمل زكات به امام اگر حاضر باشد واجب مى باشد و اگر غائب باشد مكلف مى تواند زكات را به پنج صنف تقسيم كند. ومستحقين زكات هشت صنف هستند ، و سه صنف از آنان زكات در عصر غيبت تعلق نمى گيرد و آنها عبارتند از: ساعيان و مؤلفه قلوبهم و في سبيل الله مى باشند.[6]

   به اين شكل ملاحظه مى كنيم كه نظريه (دولت) در فكر سياسى شيعى اثنا عشرى سقوط مى كند و اقامه آن در (عصر غيبت) تحريم مى شود ، وعلماى قرن ششم هجرى با مسأله زكات از سه جنبه برخورد كردند ، آنها از طرفى زكات را واجب شمردند ، اما به مكلفين اجازه دادند كه خود اقادام به استخراج آن از مال و توزيع كنند و آن به خاطر نبودن امام شرعى ، و از طرفى سهم عاملين عليها و مؤلفه قلوبهم و سهم جهاد را از طرف ديگر ساقط كردند ، و اين دقيقاً چيزى كه ابن حمزه در كتاب (الوسيله الى نيل الفضيله) انجام داد.

   ابن ادريس  گفت: " امام سهم مؤلفه قلوبهم را مى پردازد تا بتواند با كمك آنها جهاد كند ، و پول عاملين عليها را مى پرادزد تا صدقات را جمع كنند و اما (سبيل الله) هر آنچه در راه خرج شود تا به رضايت و ثواب خداوند بينجامد".[7]

   محقق حلى معتقد به سقوط سهم جهاد بود ، او بهتر دانست كه سهم آن در مصالح عامه خرج شود ، او قائل به سقوط سهم سُعات و سهم مؤلفه قلبوهم نيز شد و سهم اصناف ذكر شده را بهتر به اصناف ديگر داده شود و آن به علت (غيبت امام) امى باشد.[8]

   المقداد السيورى   همه اقوال را در سهم مؤلفه قلوبهم بعد از پيامبر (ص) را بررسى و از امام باقر نقل كرد:" از شرط آن وجود امام عادل تا قلوب آنان را تأليف كند" سيوى حلى مى گويد:" فتاوى اصحاب ما دلالت دارند كه در عصر غيبت سهم مؤلفه قلوبهم ساقط مى شود و سهم مؤلفه قلوبهم اختصاص به زمان پيامبر (ص) دارد".[9]   گرچه محقق كركى دولت شيعى صفويان را رعايت مى كرد و به شاه (طهماسب) به نيابت وى اجازه داد تا حكومت كند – باعتبار اينكه وى نائب (امام مهدى) – اما وى به نظريه (تقيه و انتظار) متمسك بود و سهم مؤلفه قلوبهم و سُعات و غُزات در حال غيبت ساقط كرد ، مگر اينكه به جهاد حاجتى باشد.[10]

   محقق كركى   معتقد است كه مكلف مخير مى باشد در صرف زكات به امام يا مساكين و بقيه اصناف ، يا اينكه مستحب است در زمان غيبت زكات را به فقيه حمل و آن را به عنوان امانت نزد وى بسپارد.[11]

   گرچه مقدس اردبيلى قائل به نوعى از نيابت عامه شد اما وى سهم غُزات و مؤلفه قلوبهم والعاملين عليها در عصر غيبت ملغى ساخت ، او سبب سقوط سهم العاملين عليها را توضيح داد ، چون عامل وكيل امام مى باشد ، با غيبت امام اين سهم ساقط مى شود. اردبيلى به مالك زكات اجازه داد كه زكات را از مال بيرون بكشد و به مصارفش برساند ، گرچه وى قائل به استحباب پرداخت مال به فقيه در عصر غيبت شد.[12] مقدس اردبيلى معتقد به اباحه اموال امام غائب براى شيعيان بود و آن را اظهرتر دانست ، خصوصا وقتيكه احتياج به آن باشد.[13] اما وى فتوى به جواز احياى زمينهاى موات بدون استئذان امام عادل و معصوم در زمان غيبت داد.[14]

   محمد باقر سبزوارى  قول مشهور متأخرين را اختيار كرد كه مالك مى تواند زكات مال را خارج كند ، او قولهائى كه واجب مى كند حمل زكات به فقيه در زمان غيبت را ياد آورى كرد و گفت:" احوط ، حمل زكات به فقيه مستحب مى باشد و آن قول مشهور مى باشد".[15]

   فيض كاشانى توصيه به حمل زكات در عصر غيبت به فقيه مى كند ، اما وى همچنان اجازه داد كه مالك با دست خود زكات توزيع كند و آن را بدون خلاف دانست.[16]

   شيخ جعفر كاشف الغطاء  معتقد است كه سقوط سهم مؤلفه قلوبهم در زمان غيبت بسيار محتمل دانست و قائل به استحباب حمل زكات الفطره به امام يا نائب خاص او يا نائب عام (فقيه) شد ، اما قول به وجوب را ضعيف شمرد.[17]

   شيخ محمد حسن نجفى  نزديك بود قائل به اعطاى سهم العاملين عليها شود ، اگر مجتهد كس را براى حمل آن استخدام كرد ، اما بالاخره او عموما قائل به سقوط سهم (جُبات) در عصر غيبت شد، حتى اگر مجتهد براى جبايت كس را استخدام كرد ، و آن به اعتبار دلايل (بسط ِ يد امام ) و آن كار ممكن نيست مگر موقع ظهور و بسط يد امام مى باشد ، او به گفته طوسى در كتاب (النهايه) استشهاد كرد ، كه قائل به سقوط سهام سُعات و جهاد و مؤلفه قلوبهم شد ، چون آنها وجود ندارند مگر بعد از ظهور امام . و مؤلفه قلوبهم كسانيكه هستند كه در كنار امام مى جنجند و سعات كسانى مى باشند كه از طرف امام براى جمع صدقات تعيين مى شوند.[18]

   نجفى در باب (المتولى للخراج) گفت: شيخ طوسى فتوا به وجوب نصب عامل از طرف امام براى گرفتن صدقات ، اما در كتاب (الحدائق) گفت: قول مشهور فقط در زمان بسط يد و تسلط مى توان زكات را حمل كرد ، نه در زمان غيبت و تقيه ، وكانه مفيد و ابا الصلاح الحلبى وابن براج به آن نصوص مغرور شدند ، وحمل زكات چه در زمان غيبت و چه در زمان ظهور واجب دانستند ، آنها قائل به حمل زكات براى فقيه امين در همان شهر شدند ، چون فقيه قائم مقام امام مى باشد ، آنها خمس و هر چه بايد انفاق كرد به آن ملحق ساختند ، وغافل از نصوص بيش از متواتر ديگر كه مبنى بر جواز تولى مالك زكات و انفاق آن به وسيله خود شدند ، بلكه مضمون آن نزد شيعيان مانند ضرورى مى باشد.[19]

   سيد على طباطبائى  قائل به بلا خلاف بودن سقوط سهم سعات و مؤلفه قلوبهم در عصر غيبت امام شد ، چون به آنها نياز نمى باشد ، مانند زمان خود ما ، و از تعيين سعات از طرف فقيه نائب امام را اشكال گرفت ، مگر دشمن به مسلمانان حمله كند كه مضطر به جهاد شوند به صورتيكه احتياج به مؤلفه قلوبهم شود ، اينجا ظاهراً قائل به عدم سقوط شد ، و قول به اطلاق سقوط سهم (السبيل) را مردود دانست ، چون آن مربوط به جهاد مى باشد كه در اين زمان معطل است.[20]

   سيد محمد طباطبائى ميان جهاد براى دعوت به اسلام در زمان غيبت فتوا به عدم وجوبش مگر با امام معصوم ، وميان جهاد دفاعى ، اگر خطرى متوجه مسلمانان شود كه بيضه اسلام به خطر بيفتد فرق گذاشت ، وحكم سهم مؤلفه قلوبهم از زكات روى اين بنا ساخت و گفت:" صحيحتر عدم سقوط ، چون امكان دارد احتياج به مؤلفه قلوبهم شود ، با اينكه جهاد در عصر غيبت واجب نمى باشد".[21]

   گرچه جهاد در عصر غيبت طبق نظريه (تقيه وانتظار) حرام بود ، اما سيد كاظم يزدى جهاد را از مصارف زكات انداخته ، در كتابش (العروة الوثقى). اما سيد محمد رضا گلبايگانى در حاشيه روى (العروة الوثقى) بعيد دانست كه سهم مؤلفه قلوبهم فقط به امام معصوم مربوط مى شود.[22]

   از بحث فوق به اين نتيجه مى رسيم كه نظريه (تقيه وانتظار مهدى) و عدم جواز برپائى دولت در عصر غيبت روى جنبه هاى سياسى زكات اثر گذاشت و منجر به صدور فتوا ههايى شد كه به تعطيل قسمتى از زكات كه مربوط به دستگاهاى حكومتى شد.



[1]  - المرتضى ، جمل العلم والعمل ، ص 127

[2]  - الطوسى ، المبسوط ، ج1 ص 250

[3]  - الطوسى ، المبسوط ، ج1 ص 25

[4]  - الطوسى ، المبسوط ج1 ص 262

[5]  - الحلبى ، الكافى في الفقه ، ص 172

[6]  - ابن براج ، المهذب ج1 ص 171

[7]  - ابن ادريس ، السرائر ، ص 106

[8]  - محقق حلى ، شرايع الاسلام ، ج1 ص 162 والمختصر النافع ص 60

[9]  - السيورى الحلى ، كنز العرفان ج1 ص 236

[10]  - كركى ، جامع المقاصد ج3 ص 37

[11]  - همان

[12]  - اردبيلى : مجمع الفائدة ، ج4 ص 206

[13]  - همان ، ص 350

[14]  - همان ، ج7 ص 884

[15]  - السبزوارى ، كفاية الاحكام ، ص 40

[16]  - فيض كاشانى ، مفتاح الشريعه ص 222

[17]  - كاشف الغطاء ، كشف الغطاء ، ص 354 و 359

[18]  - نجفى ، جواهر الكلام ، ج15 ص 337

[19]  - همان ، ص 418

[20]  - طباطبائى ، رياض المسائل ، ص 288 و ص 289

[21]  - طباطبائى ، محمد على ، مدارك الاحكام ، ص 322

[22]  - گلبايگانى ، حاشيه العروة الوثقى ، ج 2 ص 322