مبحث سوّم:
با اينكه هيچ مبرر ومسوغى براى
غيبت وجود نداشت ، اما قائلين به آن صحبت از تلاش عباسيان براى دستگـيرى يا كشتن
(امام مهدى) مى كنند با اين همه آنها نقل مى كنند كه (امام مهدى) در منزلشان ودر
پايتخت خلافت عباسى سامراء ، آنهم براى مدت طولانى مخفى شده بود. اين بحد ذاته با
فلسفه غيبت متناقض مى باشد – اگـر قبول كرديم كه خوف سبب غيبت باشد - چون غيبت با
فلسفه امامت در تناقض مى باشد ، آنهم غيبت طولانى . در بدو امر قول به غيبت متراوح
بين شش روز يا شش ماه يا شش سال بود ، بعد از آن به سى سال يا چهل سال يا حتى يكصد
وبيست سال عوض شد.[1]
قائلين به (غيبت) تصور نمى كردند
كه آن بيش از عمر طبيعى يك انسان بيشتر باشد ، لذا شيخ صدوق در قرن چهارم در كتاب
(اكمال الدين) ادعاى واقفيه را مبنى بر غيبت امام كاظم آنهم بصورت طولانى رد كرد.
چون در آن روز عمر امام كاظم از دويست سال هم گـذشته بود. به هر حال روايتهاييكه
صحبت از علائم ظهور مى كنند يك دليل تاريخى ديگـرى بر عدم وجود (محمد بن الحسن
العسكرى) مى باشد ، چون آن روايتها نقل از علائمى مى كنند كه مدت زمان زيادى بر آن
گـذاشته ، مانند ظهور بعد از سقوط دولت امويان ، وانتقام آنها ، يا ظهور در عصر
بنى العباس ، يا ظهور وقتيكه بنى
العباس با هم اختلاف پيدا مى كنند ، يا ظهور بعد از كشتن (ذى النفس الزكيه) ..
انطوريكه روايات الطوسى والنعمانى والكلينى مى گـويند.
بعضى از روايتها اشاره اى دارند كه
(امام مهدى) شهر قسطنطينه را فتح خواهد كرد، و اين شهرى است كه براى قرنها متمادى
در مقابل مسلمانان عصيان كرده بود ، ومسلمانان نتوانستند آن را فتح كنند.واينكه
(الامام المهدى) ديلم وسند وهند وكابل وخزر را فتح خواهد كرد. همه اين علائم ظهور
اتفاق افتاد اما (امام مهدى) ظاهر نشد ، واين سبب مى شود كه بگـوييم اين روايات
صحيح نبوده يا در حق اشخاص ديگـرى گـفته شده اند.
بعضى از روايتهاى علائم ظهور
صحبت از حوادثى معجزه اى مى كنند كه بجز روز قيامت يا بعد از زوال دنيا اتفاق
نخواهند افتاد ، از قبيل خاموش شدن آفتاب در وسط آسمان ، يا طلوع آفتاب از جهت
مغرب يا طولانى شدن روز به 240 ساعت ، يا خروج مردگـان از گـورها است. بعضى ديگـر
از روايتها صحبت از تكنولوژى پيشرفته اى مى كنند مانند حرف زدن وديدن (مهدى) از
مسافتهاى دور ؛ چيزيكه شبيه به پخش شبكه هاى ماهواره اى مى مانند ، در اين روزها
اين دستگـاها را درست كرده اند اما
نه بدست (مهدى قائم) تا سبب شود كه ما اين دستگـاه را معجزه اى از معاجز
(مهدى قائم) تلقى كنيم ، يا چيزهاى عجيب وغريب اتفاق افتاد كه با سنت پروردگـار در
زندگـانى مخالف مى باشد ، مانند پسر زاييدن زنها آنهم به تعداد هزاران براى يكشخص
بدون اينكه دخترى زاييده بشود ، انطوريكه شيخ مفيد آن را نقل كرده.
لازم به يادآوريست كه همه اين
روايتها مرسل و از طريق مجاهيل وتندروها (غُلات) و وضاعين مى باشد. و آن روايتها
هويت مهدى را تشخيص نمى دهند ، بلكه بشكل عام به (مهدى) اشاره مى كند ، كه سبب مى
شود فكر كنيم ، روايتها از طرف حركات مهدويه سابق در قرن اول هجرى خلق و وضع شده
باشد. بالاخره اين روايتها منعكس
كننده تطور و پيشرفت نظريه مهدويت در طول تاريخ بود ، و اصحاب نظريه (مهدى محمد بن
الحسن العسكرى) احاديث وارده را روى نظريه شان تطبيق كردند.